این چند روز آیتم های گودرم یکی درمیان درباره ی ستیو جابز است و البته تقریبا همه فارسی زبان ها یک جور بد و بیراه است و تفریبا نصفشان باز نشر یک سری مزخرف از جمله این که استیو جابز و .شرکت اپل آدمها را زندانی کرده اند و تولید محصولات اپل باعث آلودگی محیط زیست شده و چیزهایی با همین ارزش محتوایی. رفتار وبلاگستان فارسی هم کمابیش این طور بوده، به گزارش بی بی سی فارسی

خوب است درباره ی ماجرا صحبت کنیم و سعی کنیم بک کمی اظهارنظرهای هیجان زده و احساساتی و بی دقت را با توضیح و دلیل جایگزین کنیم. خیلی ها نوشتند و هم خوان کردند که محصولات اپل گران است، محدود کننده است، زندانی کننده است، آزادی همه را فدای محصولاتش کرده، و با صدای بلند اعلام کردند که هیچ وقت چیزی با علامت سیب گاز زده را نخواهند خرید و بعضی ها هم به تقلید از ستالمن گفتند از مردنش خوش حال اند.

 من طرفدار محصولات اپل ام، به چند دلیل جدی: این که به نسبت کارآیی معادلشان بسیار ارزان اند، این که در طراحی آن ها کاربر یک موجود هوشمند و باشعور درنظر گرفته شده که نسبت به جزییات حساس است و در نتیجه زحمت زیادی کشیده شده که اشتباهات و نقص سخت افزاری و نرم افزاری حداقل باشد. به این خاطر که طراح همیشه چند قدم از کاربر جلوتر است و با پیش نهاد امکانات و انتخاب های کاربردی غافل گیرش می کند. به این خاطر که آدم با یک سیستم محصول طرف است که با همدیگر جور اند و از همه مهم تر قابل اعتماد. این ها البته برای کسی که یک محصول اپل داشته باشد توضیح واضحات است و برای کسی که هنوز تجربه نکرده تقریبا غیرقابل فهم، یا نا ملموس.

 به هرحال خصوصیات محصولات اپل نمی تواند فقط به خاطر ستیو باشد. به نظرم عده ی زیادی در شرکت ـ اگر نه همه ـ دغدغه شان همین است و تلاش می کنند ایده هایشان را عملی کنند. زندگی جابز پر از بالا و پایین عجیب است و جدا از ماجراهای مربوط به شکست و موفقیت محصول، قضیه ی سرطان داشتن و هرروز منتظر مردن بودن برای من تاثیر گذار است. ولی اهمیت اصلی جایز و اپل برای من این است که مخالف جریان شنا می کنند، و مدل تجاریشان بر اساس راضی کردن مشتری پرتوقع و طالب کیفیت است، و نه سرهم بندی و ارزان تمام کردن ماجرا. برخلاف اظهارنظرهایی که اپل را زندان بان می دانند، من فکر می کنم اپل تلاش کرد نشان دهد که کامپیوتر هم معنی ویندوز نیست و راه دیگر و انتخاب دیگری هم هست. تمام سالهایی که عمو بیل و شرکا داشتند افتضاحی به اسم ویستا را بالا می آوردند که با ضدوبندهای عجیب و غریب روی همه کامپیوتر نصب شده بود و اگر می خواستید هر سخت افزاری، از هر شرکتی بخرید باید حتما پول یک ویستا را می دادید شرکت اپل دنبال راهی بود که دوام بیاورد و بتواند یک محصولی که متفاوت است و می تواند نظر کاربر را جلب کند را به بازار برساند. الان محبوبیت لپ تاپ مک و سیستم عامل لیون آن قدر زیاد است و به لطف گسترش فروش و اثر تولید انبوه قیمتش تا حدی رقابتی شده، طوری که جامعه دانشگاهی درصد استفاده اش از نصف گذشته. و این خبر خوبی است چون که خروج از امپراتوری ویندوز نرم افزار نویس ها را به تولید برنامه برای مک تشویق کرده و روز به روز نرم افزارهایی که فقط برای ویندوز طراحی شده بود ـ و دقیقن به همین دلیل خیلی ها از جمله خود من ناگزیر اند ویندوز داشته باشند  ـ برای مک هم می آیند و این خبر بسیار خوبی است.

 باقی غرغرها درباره ی آیفون و آی تیون و اپل ستور واین که باید نرم افزارهای تلفن  را حتما خرید و این که باید از طریق شرکت اپل خرید و باید نرم افزار تایید شده باشد، به نظرم جدی نیست. وقتی که ذهنیت نادرست این که کلا نرم افزار مجانی است و پدیدآورنده اش حقی ندارد و ما حق داریم بدزدیمش و استفاده کنیم اصلاح شود، این حرف ها هم دیگر جایی شنیده نمی شود.

دنیا بدون جابز چیز خاصی کم نخواهد داشت. شاید اگر همه چیز در اپل خوب پیش می رفت و جایز اخراج نمی شد، ییکسار درست نمی شد و کارتون هایی این قدر زیبا نمی آفرید. شاید در عوض مک بوک پیشرفت شگرفی می کرد، یا مثلا آی فونی که چهارسال دیگر خواهد رسید امروز به بازار آمده بود.